من و ممد و دنیای مجازی !
خب همه فهمیدین که ممد رفت ! گفت از همه ناراحته ! گفت حالش از این دنیای مجازی بهم میخوره ! من و ممد خیلی وقته که باهم دوستیم در مورد خیلی چیزایی که واسم اتفاق افتاده باهش حرف زدم ! اما میخوام در مورد زشتی هایی که منم دیدم و تا الان دم نزدم بنویسم ! شما هم بخونید شاید واسه همه پیش اومده باشه !
الف ) افرادی که جلوی رو یه جورند و ادعای رفاقت و مردی می کنند ولی پشت سر رقص گرگ دارند و همش پنجه نشون میدن ! اونایی که به هزارون اسم میاند و میگن دوستتن ولی بعد با همون آی پی واسط فحش میفرستند ! ( یاد پرشین بخیر ممد )
ب ) اونایی که فقط بخاطر اینکه تو با یه دختر صمیمی هستی میان بلاگت و بهت هزار جور لقب میدن ! از شهو..تی گرفته الی آخر ! ووروجک خانوم دختر باشعور و باجنبه ای هست که امثال من نتونند ایرادی بهش بگیرند ! امیدوارم ناراحت نشه که یه دفعه این مسئله رو گفتم !
پ ) ممد یادته که وب گپ انتخابات راه انداخت ! کار قشنگی بود ولی اونجا هز روز 10 تا کامنت فحش داشتم که یجوری از بلاگزیت دست برداریم ! اون موقع ها فکر نمیکردم یه روزی خود کسی که بلاگزیت و راه انداخته به این راحتی ازش دست بکشه و بعد بگه تویه بلاگ تو مینویسیم ! هرکاری هم نکنی ، من بلاگزیت و تویه بلاگم نمینویسم چون نمیخوام بلاگمو تبدیل کنم به بلاگ ممد ! بلاگزیت فقط تویه بلاگ ممد قشنگه !
ت ) ممد ، من و تو با خیلیا تلفنی حرف زدیم ! نمونش آقا کیا ، کرگدن خان ، استاد پژوم ، نازگل و ... ! من به غیر از نازگل ، آدم دیگه ای رو ندیدم ! دروغ نباشه شمیم یار ( فاطمه خانوم همشهری رو هم دیدم ) ، اما هیچ وقت از این ادما بی بحترامی ندیدم ! هیچ وقت کم محلی نکردن ! هیچ وقت خودشونو به خاطر اینکه نوشته هاشون از من قوی تره ، خودشونو واسم نگرفتن ! هیچ وقت پشت سرم صفحه نذاشتن ! حالا بماند که من چی هستم که بخوان پشت سرم حرف بزنن ، میخوام بگم همه با هم یکی نیستن ! کرگدن خان مثال درستی زد :
یا نکن با پیلبانان دوستی ، یا اگر کردی خانه ای ساز اندرخور پیل !
داداش ، اینجا همه مثل هم نیستن قبول ! اما اینکه ، این همه جای تعجب نداره ! تویه دنیای واقعی که از اینجور مسائل پره !
مخلص کلام ، تو یه روز منو با واحه و مجید حمید و سوفی و الین آشنا کردی ! گفتی بهم میگیم همسایه ! منم شدم همسایتون ! تویه این در و همسایگی هیچ وقت بدی ندیدم ! این یکی زیر آب و اونو نزد ! پس یادت باشه که ادمای خوب هنوز هستند ممد !
میدونی قبل از اینکه اینو بنویسم میخواستم از دوستی خودم و خودت و آوا و غزل و ووری بنویسم ! هر پنج نفر همسن و سالیم ! تابستون مجازی خوبی داشتیم ! شبا که باهم چت میکردیم ! شبا که میرفتیم بلاگ هم و کامنت میذاشتیم ! اما الان بیشتر مشغول درسیم اما بازهم از هم خبر میگیریم ! میدونیم مشکل داریم ، واسه هم دعا میکنیم ! نگران میشیم ! منتظر خبر خوب میشیم ! اینا یعنی رفاقت داداش ! چیزی که تویه واقعیش باید خیلی خر شانس باشی که چندتا صاف و پاکشو تویه طول عمرت گیر بیاری ! قدر اینارو هم بدون مرد ! آسون بدست نیومده که آسون تلف بشه !دلت گرفته بود از دسته بعضیا که الان آرومتر شدی ! رفتی و خیلی بدجور هم رفتی ! حالا دیگه وقت برگشتنه !خیلیا رو ناراحت کردی ! برگرد و نشون بده که برای یه لحظه عصابنیتت نذاشته که درست تصمیم بگیری !
ممد کاری نکن که این 24 ساعت و دوباره تمدید کنم !